تبليغاتX
باغ مخفی

باغ مخفی

بارانی باید تا سرود دلتنگی پاک شود آی باران........

علفزاز

       با موهای سبزٍ ژولیده در باد

کوه

      با موهای قهوه ایِ یکدست

رودخانه

    با گیره های سرخِ ماهی

                                  بر موهاش

 

هیچکدام را ندیده

حق دارد نمی خواند

                        این پرنده ی کوچک

 

تهران کلاه بزرگی ست

که بر  سر زمین گذاشته ایم

از گروس عبدالملکیان

چند روزی در جنگلهای شمال به سر بردم.دیدم این نوشته همخوانی خوبی دارد با لحظاتی که گذراندم.کتاب پرندگان اثر تاریه وسوس را هم خواندم.در مورد آدمی ست به ظاهر ابله و وابسته به خواهرش و ناتوان از امرا معاش.اما او حرفهایی مزند که دیگران عمق آن را نمیفهمند یا از بیان آن عاجزند.او در جایی از کتاب میگوید


 سعی کن آن باش که هستی. و من فکر میکنم که همه ما تقریبا اینو فراموش کردیم.به هر حال ارزش خوندن را داره

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم مهر 1388ساعت 19:29  توسط بت همیشه عاشق  | 

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم مهر 1388ساعت 8:38  توسط بت همیشه عاشق  |