کاش تو هم مانند این فالهای قهوه اینقدر مهربان بودی ای ............
2 .نه برای دلتنگی جایی نیست.زندگی وقتی برای این چیزها ندارد. و عشق شاید وقتی دیگر
3 .مثل حس 19 20 سالگی ام میشوم گاهی.انگار یادم رفته باشد بالهایم را دزدیده اند.
4 .اریک امانوئل اشمیت همیشه خوب است.عشق لرزه اش نیز دوست داشتنی بود.
5 .فیلمهای شاد میبینم گاهی.شاید که برای لحظاتی یادم رود که اینجا زندگی میکنم. و خیال تنها چیزیست که در طول قرون و اعصار مرهم رنجهامان بوده است.
6 . میروم سر کار و پرونده ها را ورودی اطلاعات میکنم..توی این پرونده ها از غصه ها نیز زیاد یاد میشود.انگار با آنها زندگی های گذشته شان را ورق میزنم و گاه چه تلخ است.حرفهای جانبازان............گله مندیهای کارگران از وضع شرکتهای خصوصی.......و اگر باز بگویی عشق خواهم گفت شاید وقتی دیگر......شاید.

