تبليغاتX
باغ مخفی

باغ مخفی

بارانی باید تا سرود دلتنگی پاک شود آی باران........


آره بهار قشنگه با درختاي سر سبزش.نسيم خنك و تازش.ماهي هاي قرمز كوچولو. درختهایی که دارن یواش یواش سبز میشن. تک و توک درختهای شکوفه توی تهران.بچه های شاد به خاطر عیدی و تعطیلات.........ميدونم اما تو هم ميدوني كه بهار سالهاست به در خونه بسياري سر نزده.در اين لحظه ادمهاي بسياري دلشون براي عزيزان رفتشون تنگ ميشه اونوقت احساس تنهايي ميكنن اونوقت ممكنه توي دلشون به هر چي عيده لعنت بفرستن.خيلي ها ممكنه اصلا دل و دماغ سفره چيدن هم نداشته باشنخداوندا ارزو دارم امسال بهار براي خيلي ها برگرده.آرزو دارم اونهايي كه الان دلهاشون گرفته باقي سال لحظات خوبي داشته باشن".  ارزو دارم تمام انهایی که به خاطر عقایدشان دربندند  بهار ازادی را به دست بیارند.ومن حالا ميخوام بهار و عيد نوروز زيبا رو به همه تبريك بگم

 گفتم :بهار مي آيد با رنگي از خنده هاي ساده
با بوي تازگي  بوي خوش چيزهاي  رنگي نو
بهار ميايد   ارام    پر از شوق پر از  قيل و قال
 مثل بوسه   كوتاهي دورتر از چشم هاي پر  سرزنش
چشمان تو خنده تلخي زدند اما   
 گفتي:نميداني بهار چه  خسته از راه ميرسد
براي پدر كه دستانش خاليست
نميداني بهار چه قدر دلشكسته است
براي پرنده كه تنهاست
نميداني بهار چه رنگي دارد
براي كودكي كه در خيابان
دستان سياه پر از فالش را به سوي تو دراز ميكند
نمي داني بهار گاه افسانه اي بيش نيست
گاهي نقاشي روي كارت پستال است فقط
نمي داني بهار اسير است
براي آنكس كه زمستانش به سر نمي آيد و
صدايت  كبوتر خسته اي بود  با بالهاي  شكسته
بغضي بود در انتظار شكستن
 اما نگاه كن  كه زنجيرهاي سياه نيز روزي ميپوسند
نگاه كن اين بهار سالها غايب  روزي برميگردد  
آزاد ميشود از خط هاي ممتد بي روح
نگاه كن روزي  سرود بهاران خجسته باد ديگر دروغ نيست

بی نوشت:سالی که گذشت خوب بود. تجربیات جدیدی کسب کردم گرچه بعضی هاشون خیلی درداور بودند.ادمهایی از زندگیم حذف شدن و این شاید بهترین اتفاق بود.ادمهای جدید وارد زندگیم شدن. روزهای شادی داشتم به هدفهام نزدیک تر شدم. و من میدانم امسال بهتر خواهد بود.

بی نوشت 2 :دعا کردم امسال انسان بهتری باشم و همچنین خودم و همه را بخشیدم. امیدوارم هر کس به هر انچه لایقش است برسد.امیدوارم به هدفهام برسم .و اراده قوی تری داشته باشم.اما از ته دل میخوام بتونم خیلی چیزها را فراموش کنم و ببخشم.وو البته soulmate گمشده هم خودش مثل بچه ادم بیداش شه

بی نوشت3:خدایا دنیا را برای همه انسانها جای بهتری بنما.

بی نوشت 4 : از خستگی دارم میمیرم اما در مطلب بعدی فال حافظم را میگذارم شم هم در تعبیرش کمکم کنید

بی نوشت ۵:هنوز کارهای خانه مانده و از انجایی ک تمام فامیل مسافرت هستند دو روز اول فروردین هم همچنان خانه را خواهیم تکاند. اما لعنتی تمامی ندارد انگار.

بب نوشت ۶ :دم عیدی یک گروه خلافکار مواد مخدر در همسایگی ما وقت گیر اورده بودند و داشتند بنج شنبه شب مواد مخدر درست میکردند(فکر کنم شیشه)که نمیدانم چطوری اینها اتش میگیرد و انها هم با به فرار میگذارند.خلاصه که ۳ نصفه شب  نگذاشتند بخوابیم. بنجره اتاق من بدبخت رو به کوچه است. صبح هم تا ظهر مامورین اتش نشانی مشغول به کار بودند. چون این مواد هی خود به خود اتش میگرفت.خجالت نمیکشند مامورین بدبخت را دم عیدی میکشند تو کوچه.خجالت نمیکشند نگذاشتند من بخوابم.خجالت نمیکشند مامان بنده را انداختند روی اعصاب ما که از صبح تا حالا دارد میگوید خاک بر سر چه جامعه بدی شده .اینها شرف ندارند و اینها.خلاصه که بساطی بود.ولی به قول مامان مگر وجدان ندارید از اینها درست میکنید؟این بولها خوردن ندارد

بی نوشت ۷ : خدایا این عید .عیدی های ما را زیاد بنما به یک زخمی بزنیم.

بی نوشت۸:سال گذشته درست ۵ فروردین بود که دعواهایم با او شروع شد و ایام عید به کام بنده زهر مار شد.مهتاب عزیزم همیشه در کنارم.کلا تعطیلات عید سا گذشته خیلی ت.. بود. اما امسال که در عالم شیزین تجرد به سر میبرم خوشحالم که از این خبرها نیست.خوشحالم که تجربه هایی راجع به ادمها کسب کردم. هر چند تلخ اما لازم.خدایا این تعطیلات عید جبران ان بارسالی را بکنی ها.

ب نوشت ۹:یادت نرود در اتفاقهایی که برایت میافتد هرچند به ظاهر شر مکن است خیری نهفته باشد. و اتفاقهایی که فکر میکنی بدترین اتفاقات زندگیت است ممکن است بهترینش باشد. هیچ وقت زود قضاوت نکن

بی نوشت ۱۰:ای مدعیان و ای دروغگویان و ای خالی بندان و ای مال مردم خواران و ای کلاه برداران و ای با احساسات دیگران بازی کنان و ای درس نخوانان و ای بیعار ها........سعی کنید سال جدید کمتر اینگونه باشید.باشد که رستگار شوید

بی نوشت ۱۱:جاتان خالی چه چهارشنبه سوری داشتم. بهترین چهارشنبه سوی عمرم بود.چقدر شیطونی کردم. چقدر رقصیدم. چقدر هی رفتم میان زوجهایی که میزقصیدند. چقدر این ور و اون ور بریدم. چقدر از رو اتیش بریدم. خاصه جاتان خالی

بی نوشت ۱۲ :امیدوارم برای مهتاب(که همیشه کنارمه).تامیلا(که مدتهاست ناراحته).فرانک(که مدتهاست ندیدمش و دلم براش تنگ شده).علیرضا.(که با اینکه خیلی شوخی میکنه ادم بامرمیه) محمدعلی.مسعود(مطمینا نقاش خوبی خواهد شد) ارزو. سولمازندازندی و ارغوان (که از خیلی جهات شبیه خودمه و دختر مهربونیه) وبقیه امسال سال خوبی باشه


   

+ نوشته شده در  جمعه سی ام اسفند 1387ساعت 16:32  توسط بت همیشه عاشق  | 

شهرزاد نیوز:چندین سال است که جراحی برای باز کردن واژن و کاهش مشکلات پزشکی در بورکینافاسو به صورت رایگان انجام می شود. اما روش بازسازی جدید، اولین تلاش‌ها برای اعاده واژن زنان به حالت اول و بازیافتن حساسیت جنسی است. سه چهارم زنان در این مستعمره سابق فرانسه مورد ناقص سازی جنسی قرار گرفته‌اند. ناقص‌سازی جنسی، در سطوح مختلف انجام می‌شود، از بریدن سطحی گرفته تا برداشتن کامل بخش بیرونی کلیتوریس و لبه‌های واژن و گاهی دوختن کامل آن با یک منفذ کوچک برای دفع ادرار.

این عمل در شرایط غیر بهداشتی و بدون بیهوشی یا بی‌حسی انجام می‌شود. دختران بسیاری بر اثر عفونت می‌میرند و تعدادی دیگر دچار عواقب طولانی مدت ناشی از آن می‌شوند.

این پدیده در بسیاری از کشورهای آفریقایی به طور غیرقانونی رایج است و 90 درصد دختران و زنان آفریقای شرقی و غربی مورد این عمل واقع شده‌اند.

هزینه جراحی به روش جدید در بیمارستان دولتی، 150 دلار می‌باشد. از آن جایی که بخش زیادی از کلیتوریس زن در داخل بدن است و در حین ناقص سازی جنسی فقط چند سانتی‌متر بیرونی آن بریده می‌شود، می‌توان حساسیت جنسی را تا حدی، و نه به طور کامل، به این زنان بازگرداند. علت آن است که بخش باقی مانده کلیتوریس ضعیف است و دقیقاً همان نقشی را ایفا نمی‌کند که در زنان سالم دارد.

از یک سال پیش تاکنون، در حدود 100 زن برای انجام این عمل مراجعه کرده‌اند و نیز زنان مهاجر بورکینافاسویی که از کانادا برای انجام عمل به کشور بازگشته‌اند. پیر فولدز، جراح فرانسوی که چند سال پیش پیشگام این عمل در فرانسه بود، می‌گوید، اگر این عمل به درستی انجام نشود، می‌تواند موجب بروز مشکلاتی گردد، و جراحان اندکی می‌توانند این عمل را انجام دهند.

و این هم  شعریست توسط دختری افغان که در خانه کودک شوش بوده

ای سرزمينی که به من جا دادی!

سلام، سلامی به گرمی خورشيد

سلام به شهری که مرا در خود جا داد تا از شر توپ و تانک در امان باشم.

نمی دانم بايد از جنگ ممنون باشم يا متنفر؟ از اين که مرا دوباره به ايران فرستاد خوشحال باشم يا غمگين؟

از وقتی که خودم را می شناسم در ايران بودم

من به اينجا عادت کردم و احساس آرامش می کنم

چون که وقتی می خوابم، صدای تانک هائی را که خانه ها را خراب می کنند نمی شنوم و خواب آن ها را نمی بينم.

اما برای هم وطنانم خيلی ناراحتم.

اين نامه ای بود از من برای ايران.

من با خواندن این شعر اشک از چشمانم جاری شد. و هنوز یک سوال هست چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟

لینک مطلب بالا 

پی نوشت: قول میدهم این اخرین بارم باشد که از خودم مطلب نگذارم.و راحت مطلب دیگران را اینجا کپی کنم و به خیالم وبلاگ نویس باشم

پی نوشت دوم:به لینک هم سر زده و نظرات خود را بگویید(در مورد نظرات دختران در مورد پسران)

پی نوشت سومک از انجا که این مطلب هم به مشکلات زنان پرداخته به ان هم حتما سر بزنید

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم اسفند 1387ساعت 11:51  توسط بت همیشه عاشق  | 

مهری مهرنیا هم رفت.یادش گرامی

وقتی خبر را خواندم دلم گرفت. دلم گرفت از اینکه او سالهای آخر عمرش را در

سرای سالمندان سر  کرد. دلم گرفت وقتی یادم افتاد اخرین حضور اورا در نمایش"دنیای زنها"

و من که با .........رفته بودم. حالا دلم گرفت و نمیدانم چرا دلم میخواهد همه تیاترها را تنها بروم

خبر غم انگیزیست

اما چه خوب که لااقل نغمه اش را مردم به یاد خواهند سپارد. میسپارند؟ او و خاطره زیبای فیلمهایش را؟

پینوشت: خودم هم نمیدانم چرا دلم میخواهد تیاترها را تنها بروم. لطفا لطف نموده برداشت شخصی نکنید

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم اسفند 1387ساعت 13:43  توسط بت همیشه عاشق  |