دیروز روز تو بود.تو که هنوز در آغازی.شاید که تلخکامی های 
زندگی را تجربه نکرده ای و شاید هم در همین آغاز رنج بسیاری را
جای بازی و شادی و بی خیالی دوران خودت تجربه کرده ای....
چه فرق میکند شانزده مهر روز توست.روزی جهانی.روزی که باید
شاد باشی حتی اگر فقط همین یک روز باشد. و من با تو بودم. با کودکان کار و
افغان آنها که از بسیاری حقوق مسلم خود بر خوردار نیستند. تو شاد بودی
نقاشی کردی از آرزوهایت نوشتی. نوشتی که دلت میخواهد دکتر شوی
و مردم را عملی کنی.نقاشی کشیدی از خانه و گل و گیاه و آسمان و....
مثل همه کوکان دیگر فقط فرقش این است که تو دستهایت همیشه کثیف است
به جای بازی باید کار کنی و سر هیچ و پوچ هم با دوستانت دست به یقه میشوی
همان کاری که پدرت با تو با دوستانش و همسایگانش.اما تو دیروز شاد بودی
یعنی کاش بوده باشی کاش روز جهانیت دیگر یک سمبل و نماد ظاهری و تو خالی نباشد
در گوشه و کنار پارک شعار که نه آرزوهای ما بزرگها و شما کودکان بود.
حق تحصیل برای همه کودکان....کار کودک&تحصیل است.
خشونت علیه کودکان جرم است.
وحتی تو..تو که اسباب بازی های رنگارنگ داری و جایی گرم چند بار
دوران کودکیت با فریادها و کتکها و دعواهای پدر و مادرت تلخ شده است؟
تو هم رنج کشیده ای که رنج فقط بی نانی نیست.
کاش همان یک روز را شاد بوده باشی.کاش سالهای بعد همه کودکان شاد بی دغدغه و
سالم باشند.به دور از ناهنجاریهای روحی و اجتماعی.
کاش روزی برسد که برای کودکی از دست رفته مرثیه نسراییم
و من ..ما حتی خودت تا آن روز تلاش خواهیم کرد تا دنیایی عاری
از کودک آزاری عاری از کودکان کار.عاری از کودکان برده جنسی داشته باشیم.
روزی که کودکی واقعا بشود شعر
خوشحال و شادو خندانیم
..................................
پ.ن۱ : دانشگاهی که زنده می ماند گزارش ثلث اول از تجمع دانشجویان دانشکده ارتباطات و
علوم اجتماعی دانشگاه علامه
پی نوشت دوم:دو تن از دوستان بسیار خوبم یعنی خنیاگر باغ و نرگس خضرایی عزیز. جزوه استاد فاضلی را در زمینه جامعه شناسی هنر در وبلاگشان درج میکنند. پیشنهاد میکنم اگر به این مباحث علاقمندید حتما به وبلاگشان سر بزنید.
پی نوشت سوم:آرمان سرخ هم گزارش تحلیلی جالبی از وقایعی که بر دانشگاه تهران رفت نوشته است
پیشنهاد میشود بخوانید
زندگی را تجربه نکرده ای و شاید هم در همین آغاز رنج بسیاری را
جای بازی و شادی و بی خیالی دوران خودت تجربه کرده ای....
چه فرق میکند شانزده مهر روز توست.روزی جهانی.روزی که باید
شاد باشی حتی اگر فقط همین یک روز باشد. و من با تو بودم. با کودکان کار و
افغان آنها که از بسیاری حقوق مسلم خود بر خوردار نیستند. تو شاد بودی
نقاشی کردی از آرزوهایت نوشتی. نوشتی که دلت میخواهد دکتر شوی
و مردم را عملی کنی.نقاشی کشیدی از خانه و گل و گیاه و آسمان و....
مثل همه کوکان دیگر فقط فرقش این است که تو دستهایت همیشه کثیف است
به جای بازی باید کار کنی و سر هیچ و پوچ هم با دوستانت دست به یقه میشوی
همان کاری که پدرت با تو با دوستانش و همسایگانش.اما تو دیروز شاد بودی
یعنی کاش بوده باشی کاش روز جهانیت دیگر یک سمبل و نماد ظاهری و تو خالی نباشد
در گوشه و کنار پارک شعار که نه آرزوهای ما بزرگها و شما کودکان بود.
حق تحصیل برای همه کودکان....کار کودک&تحصیل است.
خشونت علیه کودکان جرم است.
وحتی تو..تو که اسباب بازی های رنگارنگ داری و جایی گرم چند بار
دوران کودکیت با فریادها و کتکها و دعواهای پدر و مادرت تلخ شده است؟
تو هم رنج کشیده ای که رنج فقط بی نانی نیست.
کاش همان یک روز را شاد بوده باشی.کاش سالهای بعد همه کودکان شاد بی دغدغه و
سالم باشند.به دور از ناهنجاریهای روحی و اجتماعی.
کاش روزی برسد که برای کودکی از دست رفته مرثیه نسراییم
و من ..ما حتی خودت تا آن روز تلاش خواهیم کرد تا دنیایی عاری
از کودک آزاری عاری از کودکان کار.عاری از کودکان برده جنسی داشته باشیم.
روزی که کودکی واقعا بشود شعر
خوشحال و شادو خندانیم
..................................
پ.ن۱ : دانشگاهی که زنده می ماند گزارش ثلث اول از تجمع دانشجویان دانشکده ارتباطات و
علوم اجتماعی دانشگاه علامه
پی نوشت دوم:دو تن از دوستان بسیار خوبم یعنی خنیاگر باغ و نرگس خضرایی عزیز. جزوه استاد فاضلی را در زمینه جامعه شناسی هنر در وبلاگشان درج میکنند. پیشنهاد میکنم اگر به این مباحث علاقمندید حتما به وبلاگشان سر بزنید.
پی نوشت سوم:آرمان سرخ هم گزارش تحلیلی جالبی از وقایعی که بر دانشگاه تهران رفت نوشته است
پیشنهاد میشود بخوانید
+ نوشته شده در سه شنبه هفدهم مهر 1386ساعت 16:45  توسط بت همیشه عاشق
|

