تبليغاتX
باغ مخفی

باغ مخفی

بارانی باید تا سرود دلتنگی پاک شود آی باران........

صدام هم اعدام شد.راستی آیا باید خوشحال شد؟ مگر زخم های قلب آنان که بر آنها ظلم شد بوسیله این دیکتاتور، از میان رفته است؟

مگر آن مبارزان که اکنون شیمیایی شده اند دیگر در گوشه بیمارستان های کسالت آور رنج نمیبرند؟

مگر خاطره ها و کابوس ها با طنابی کوچک خفه خواهند شد و در خوابهایمان پا نخواهند گذاشت؟

راستی آیا اعدام بهترین راه است؟ راستی آیا دیگر مانند صدام در تاریخ پوسیده انسانی رقم نخواهد خورد؟ من مخالفم زیرا با اعدام آنهمه خون و اشک ریخته باز نخواهد گشت!

اعدام به ازای چند لحظه شادی آن هم از سر انتقام جویی و کینه،انگار معادله بیهوده ایست

من نه خوشحالم نه ناراحت!من نگران این دنیای آلوده انسانی هستم که صدام و بیجه میزاید و کوکان بارور نشده را میمیراند

من نگران توام که اشک هایت،ضجه هایت در شبهای سکون و وحشت بی پاسخ میماند

نگران من،ما،نگران دستهایمان که در لحظه ای خدایش را میمیراند و صبح با طلوعی همراه شیر آب متولد میکند.........

نگران عشقم  که در بازار ایمانمان به حراج میرود

و نگران مرگ که معصومانه شلیک میشود و سایه میگسترد که هر شب دارد از دستمان به آسمان شکایت میبرد..........

من نگرانم..........همیشه.........تا آن وقت که چشمهای تو گریانند

پی نوشت: عادت به لینک دادن ندارم اما در سایت های خبری از جمله بازتاب میتوانید در این مورد خبرهای بیشتری بیابید

+ نوشته شده در  جمعه دهم آذر 1385ساعت 16:36  توسط بت همیشه عاشق  |