مگر آن مبارزان که اکنون شیمیایی شده اند دیگر در گوشه بیمارستان های کسالت آور رنج نمیبرند؟
مگر خاطره ها و کابوس ها با طنابی کوچک خفه خواهند شد و در خوابهایمان پا نخواهند گذاشت؟
راستی آیا اعدام بهترین راه است؟ راستی آیا دیگر مانند صدام در تاریخ پوسیده انسانی رقم نخواهد خورد؟ من مخالفم زیرا با اعدام آنهمه خون و اشک ریخته باز نخواهد گشت!
اعدام به ازای چند لحظه شادی آن هم از سر انتقام جویی و کینه،انگار معادله بیهوده ایست
من نه خوشحالم نه ناراحت!من نگران این دنیای آلوده انسانی هستم که صدام و بیجه میزاید و کوکان بارور نشده را میمیراند
من نگران توام که اشک هایت،ضجه هایت در شبهای سکون و وحشت بی پاسخ میماند
نگران من،ما،نگران دستهایمان که در لحظه ای خدایش را میمیراند و صبح با طلوعی همراه شیر آب متولد میکند.........
نگران عشقم که در بازار ایمانمان به حراج میرود
و نگران مرگ که معصومانه شلیک میشود و سایه میگسترد که هر شب دارد از دستمان به آسمان شکایت میبرد..........
من نگرانم..........همیشه.........تا آن وقت که چشمهای تو گریانند
پی نوشت: عادت به لینک دادن ندارم اما در سایت های خبری از جمله بازتاب میتوانید در این مورد خبرهای بیشتری بیابید

