مهشید آن قلیست که کم حرف تر است و کم تر شیطان است و صورتش تپل تر است.تا آن جا که یادم است مهشید رانندگی نمیکرد و مینو بود که پشت ماشین مینشست.این شاید تنها تفاوت بارز این دوقلو باشد .به هر حال من هم نمیتوانم هنوز پشت رل بنشینم.مهشید جوابم را میدهد که من و مینو بالاخره تصمیم گرفتیم کمی از هم جدا شویم.او الان جای دیگریست. من اینجا تنها هستم.من توی خواب باورم نشد.اینها که همه کارشان را با هم انجام دادند بالاخره تصمیم گرفتند از هم جدا شوند.مدتهاست ازشان بی خبرم.یکهو غیبشان میزند اینها.
نمیدانم تعبیر خوابم چیستو منظورم از دیدگاه روانشناسیسیت. ولی نسبت به این خوابم حساسم احساس میکنم رازی از ناخوداگاه ذهنم را میخواهد که برملا کند.کسی اینج تحلیل خواب فرویدی بلد است/کسی میتواند کمک کند؟من دنبال حرف این خواب هستم . دنبال راز خوابم هستم.کمک کنید لطفا


